این لحظات آخر ماه
رمضان که حسرت از دست دادن آن بیشتر به نظرم میآید از آینده کمی میترسم . در ماه
رمضان است که کمی الهیت و اخلاق در وجود بشر خاکی پا میگیرد آنهم با فرجه های
سنگینی که خدا برای انسان در نظر میگیرد و خدا خودش میخواهد که بشر، انسان بودن را فراموش نکند و ره به سوی
حیوانیت نسپارد مگر نه چه دلیلی داشت برای اینکه تلاوت یک آیه برابر باشد با کل
قرآن !
خدا از همان اول
خلقت دست انسان را گرفت با این نکته که اگر
گناه کردی اما دیگر نکن (توبه). مگر نه
کار به رشد عقل بشر که در این دوره نمیرسید اگر خدا پیامبرانی نمیفرستاد که با وحی
طریق زندگی را به انسان بیاموزند مگر نه جمعیت بشری آنقدر نبود که با آزمون و خطای
خود انسان تمام نشود و مطمئنا قبل از دوره اختراع خط باید غزل خداحافظی را با
اشتباهاتش میخواند حال بگذریم که بزرگترین آفت بشریت جنگ و ظلم است که خودش بر می
افروزد نه تصادم و تصادف .
امروز که در این
لحظات آخر ماه رمضان وهم در لحظات پیچ
بزرگ تاریخ ایستاده ایم به خوبی این منطق را میفهمم که اگر اساسا خدایی نبود
انسانی هم نبود . و خدا را شکر میکنم در دوره ای زندگی میکنم بشر با مترقی ترین
سیستم حکومت دارد از این پیچ عبور میکند .و فراموش کردن منطق ماه رمضان برایم
دقیقا مثل فراموش کردن ولایت فقیه میماند خدا اگر در این عصر دست انسان را با دو
دست دعا نمیگرفت و دقیقا با همان تجلی که در ماه رمضان میکند ،مگر اسم از خدایی هم
میماند که کسی بیاد او باشد ؟ شاید میماند
آنهم خدای مذاهب دیگرست که اگر خدا میخواندیش یا شیطان یا هر شی دیگر هیچ فرقی
برایش نداشت . این بلایی که میخواستند سر یاد خدا بیاورند اما ولایت فقیه نگذاشت و
برخی ها میخواهند بسرخود ولی فقیه بیاورند تا از این راه نیل به هدف اولیه شان
آسان گردد. کسی که به خود جرات داد این سیستم اسلامی را به این سبک عقلی و شرعی
اجرا کند امام خمینی (ره)بود هر چند که خود او در زندگی و آثار تالیفی خود بارها
ثابت که در مقابل خدا هیج نیست پس این
کارش بدون استنتاج شرعی چگونه میتواند باشد؟( پس سر خود کاری نکرده است)
همان زمان که وی
دست به این کار زد خیلی ها گفتند دیکتاتوری است ( دقیقا مثل همان هایی که در سوریه
دارند علیه شرک و کفر میجنگند ! انگار هیچ کافری در عالم نیست و ریشه اش زده شده
که فقط در سوریه و یا در تشیع مانده ) ولی امام میگفت : این یک اصل مترقی است برای
جلو گیری از دیکتاتوری. الان از پس سالیان نه چندان دور از فقدان جسمی امام بعضی
ها فراموش کرده اند که او پیش از آن که یک شخصیت باشد یک تفکر و یک غایت و یک هویت
است. خودشان میگویند که حکومت نباید موروثی باشد چون دموکراسی نقض میشود ولی چون
امام است این قضیه فرق دارد هر چه منتصب به او باشد باید گرامی داشت بیشتر نسبش را
تا نسبیتش را. نسبت این امام با امامی که اینها میگویند درست مثل نسبت خدا با همان
خدایی است که در مذاهب دیگر است .به قول رهبر یک امام جعلی و بی هویت. آنها به این
نکته پی برده اند که نه مثل اینکه مردم واقعا به امام علاقه دارند ! پس بهتر است آنها هم علاقه مند شوند تا از مردم
طرد نشوند ولی به امامی علاقه مند شوند که نیست هی بیاد و مچشان را بگیرد که چرا
فلان و بهمان کردی و اگر بامن هستی این چه
کارست و ...
همانطور که قبلا
گفتم گذشته از شخصیت کم نظیرش، امام ولی فقیه بود . باید دید که آنکسی که دارد سنگ
امام را به سینه میزند با ولی فقیه بودنش چه مشکل داشته است که اکنون این قضیه را
برنمیتابد.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۱۶ ساعت 19:47 توسط Shila zand
|