هر دم از این باغ بری میرسد

اینهم از دسته گل جدید رییس جمهور:

احمدی نژاد:« برای من سخن گفتن از آقای رحیم مشایی بسیار سخت است اما باید شهادت دهم این مرد دلی دارد مانند آئینه پاک و زلال ایمانی دارد به استواری دماوند، الوند، دنا و سبلان من افتخار آشنایی با او را از 27 سال قبل دارم. من ندیدم کسی با ايشان بدون اراده قبلي و خاص آقای مشایی ملاقات کند اما شیفته بزرگی ایشان نشود چراکه وی صاحب اندیشه و تفکر است.مهندس مشايي داراي انديشه و نظريه در زمينه‌هاي گوناگون به خصوص در مسائل بنيادين جهاني، انساني و مديريت جهان است و بنده بر خود وظيفه ديدم به نمايندگي از ملت ايران از ايشان به نمايندگي از فرزندان شايسته ملت تقدير كنم. البته بنده براي نصب مدال از ايشان اجازه گرفتم و اين كار را جزء افتخارات زندگي خود مي دانم كه عليرغم همه هياهوهاي بي بنيان، خداي متعال اين توفيق را داد كه بنده به نمايندگي از ملت، از اين فرزند برومند قدرداني كنم و مطمئنا ملت ايران قدر فرزندان خود را مي شناسد و شناخته است.

 اگر بخواهيم مهندس رحيم مشايي را در يك كلمه توصيف كنيم بايد بگوييم مهندس مشايي مردي است بهاري بهاري بهاري((

تورم و شرطی شدن بازار با مذاکرات 5+1

غربی ها هم کم ریگ تو کفششون نیست!!!

با این مذاکره برای مذاکره ای که غربیها با ایران  انجام میدن تا حدی توانستند یه کارایی بکنند. تقریبا پارسال موقع مذاکرات بغداد بود که توی بازار بودم ، همزمان اخبار مذاکره از توی تلویزیون پخش میشد و بازاریها خیلی با دقت در حال دنبال کردن مذاکرات بودند. این بر میگردد به آنکه دستهایی هست که در حال شرطی کردن بازار به نتایج 5+1 هستند در صورتی که ربطی ندارد اینها به هم دیگر .

غربیها عواملی دارند در داخل که توانسته اند اینها را به هم دیگر ربط بدهند . در مذاکرات آلماتی آنها امتیازی ندادند که بخواهند توی بازار تاثیر داشته باشد باید از این به بعد دید از این ارتباط ناخواسته مذاکرات با تورم در بازار ،غربی ها چه چیز را دنبال میکنند. آنها از این شرطی شدن بازار نهایت استفاده را میخواهند ببرند. 

آنها میخواهند این را به مردم ایران را بقبولانند که که اگر با ما راه نیایید این گرانی و این مشکلات هست . اینها از این مذاکرات فعلا دنبال این معقوله هستند. تا در انتخابات و نقاط حساس زمانی در انقلاب از آن استفده کنند.

حبل المتین

صحبت های مقام معظم رهبری در خصوص رابطه و مذاکره با آمریکا و عاقبت آن و گوش زد کردن نتایج ذلت بار آن، برای همه روشن کرد که در چه محدوده ای باید فکر و عمل کنند چون آنها در برابر مردم مسئولند. مسئول در برابر مردمی که بار این همه فشار گرانی و اختلاف سلیقه های مسئولان که کم کم داشت ریشه ای میشد  را تحمل میکنند.و بدانند تحمل بار این فشار بخاطر این بود که اسلام زنده باشد و زیر بار سلطه نرویم.

و تذکر نهایی ایشان در آخر فرمایشات شان  این بود که مسئولانی که در مجلس آن کردند که نباید میکردند به دو طرف گوشزد نمودند که بجای پرداختن به این کارها هر کسی  در آرامش وظیفه  خودش را انجام بدهد چون مردم در این شرایط بیشتر از هر چیز  به آرامش نیاز دارند .

از دست هر کسی که کاری بر میاید . از پست های خورد تا کلان باید در این امر بکوشند تا در برابر مردمی که زیر بار اینهمه فشار آنهم برای اسلام خواهی دارند له میشوند جوابگو باشند و و شرمنده نباشند. 22 بهمن را بیاد بیاورند از روی شرمنده گی برگردند به سمت وحدت در برابر دشمن واحد . از دشمن واحد که غافل نیستید ...لحظه ای غفلت بر باد خواهد داد تلاش تمام انسانهای الهی و توحیدی و کیست جواب این خونها را از آدم ابوالبشر تا کنون را بدهد؟....

اکنون زمان این نیست که با پرداختن به این گونه مسائل خرد و اختلافی برای این حرکت بزرگ اسلامی که تبدیل به بیداری اسلامی شده در کل جهان  شقاق مختلفی بوجود آوریم. و بجای این که از انقلاب و اسلام که در راس آن ولایت فقیه میباشد از حزب و فرقه خود ساخته خویش دفاع کنیم.با ذکر دو مثال میشود فهمید که رهبر معظم انقلاب تا کجا را رصد میکرده اند و بقیه کجا را ! تقریبا 5 سال پیش بود که از درون دولت پالسهای انحرافی به بیرون درز کرد . یکی از مسئولین دولت گفته بود که مشکل ما دولت اسراییل است نه ملت اسراییل . این حرف بر همه واضح و روشن بود که با دیدگاه امام و انقلاب در تضاد آشکار است . و در آن زمان موجی برای مخالفت با این مسئله بوجود آمد. که سیاسیون و مذهبیون همگی موضع گرفتند این جو داشت به جایی میرفت که از چشم خیلی ها پوشیده بود و فقط رهبری بود که در سخنانی گوشزد کردند که در این که این حرف باصل است شکی نیست  ولی بجای پرداختن به آن سعی کنیم به مسئل مهمتری بپردازیم. و یک بار هم در جریان تشکیل دولت بود که دوباره آنفرد در دولت حضور داشته است در صورتی که رهبری درباره انتخاب آن فرد تذکر داده بودند . یکبار در حضور دانشجویان سوالی در محضر مقام معظم رهبری مطرح شد که چرا این فرد کنار گذاشته نمیشود و رهبر بار دیگر متذکر شدند که کشور مسائل مهمتری دارد بهتر است انرژی به انجا معطوف  شود تا به اینکه صرف اینگونه مسائل شود .

در این دوبار خیلی ها از فرموده رهبری اطاعت نمودند ولی برای برخی روشن نبود چه چیز مهمتر از این مشکل میتواند باشد . تا اینکه امسال بخاطر تحریم ها و مشکلات معیشتی مردم و گرانی های فزاینده اوضاع جامعه  برای کار و تولید و گذر از این مقطع مقداری تحت فشار بودتا این که مسئولان در مجلس اختلافی را نمایان کردند که کمترین نتیجه اش دلشاد کردن دشمن و ایجاد بار روانی فزاینده بر مردم صبور ایران بود.وبازار ارز همان روز نسبت به این مسئله واکنش نشان داد و مشکلات اقتصادی مردم مقداری بیشتر شد .  و در اینجا وقتی رهبر میگوید بجای مطرح کردن این مسائل به فکر مردم  و وحدت باشید یعنی چه !!!چون مردم ایندفعه مستقیما با این مشکل دست به گریبان بودند متوجه شدند که ولایت فقیه تا چه افق دوری را میتواند رصد کند.

یک روز مثل ده نمکی. به بهانه رسوایی

سینمایی که مسعود دهنمکی دم از آن میزند یعنی فرو رفتن در ابزار . معنی ندارد تو حرفت را بزنی و بگویی مهم هدف است و وسیله لازم به مشروعیت ندارد.

تکلیف دهنمکی از همان شلمچه به بعد معلوم شد .  وقتی در مجله ات زنی زا برای یک لاخ مو به صلابه میکشی بعد خودت از آن زنها به مراتب رنگینتر و سبک تر استفاده میکنی وعیب ندارد چون داری حرف دینی میزنی . سینمای دینی این نیست . سینمای دینی هم موضوعش باید به یک مفهوم دینی ختم بشود  و ابزارش باید در استاندارد شرع باشد . این وسط پرانتز باز کردن معنی ندارد آقای دهنمکی .

حالا قتل که نکرده ای فیلم ساختی فیلمی تا حدی خوش ساخت و با موضوع درک دین .

درام هم کاملا شکل گرفته است . اما جاهایی داری لنگ میزنی که در آینده ممکن است پایت مثل بعضی ها بلغزد

مثل خیلی ها تشت رسوایی ات را خدایی ناکرده از بام بیافتد..